سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
منوی اصلی
مطالب پیشین
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
خبرنامه
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 610347
  • بازدید امروز: 54
  • بازدید دیروز: 51
  • تعداد کل پست ها: 142
درباره
جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی



ابر برچسب ها

بسم الله الرحمن الرحیم
آداب ماه محرم
         
   
1- سزاوار است که حال دوستان آل محمد صل الله علیه و آله در دهه اول محرم تغییر نموده و در دل و سیماى خود، آثار اندوه و درد این مصیبتهاى بزرگ را آشکار نمایند.

2- خوب است که مقدارى از لذائذ زندگى را که از خوردن و نوشیدن و حتى خوابیدن و گفتن به دست مى آید، ترک نمایند و مانند کسى باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است .

3- خوب است که روز تاسوعا و عاشورا، دیدار با برادران دینى را ترک کرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهند.

4- مستحب است که در دهه اول محرم ، هر روز امام حسین علیه السلام را با زیارت عاشورا زیارت نمایند.

5- سزاوار است که اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نیتى خالص بر پا نمایند و اگر نمى توانند در مساجد یا منازل دوستانش به برپایى این مراسم کمک کنند.

6- شایسته است که هر روز مقدارى از اوقات خود را در مکانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.

7- مستحب است که در آخر روز عاشورا، زیارت تسلیت را بخوانند.

8- یکى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اینکه اول این ماه ، اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاءثیر خاصى در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد؛ این دعا تاءثیر زیادى در سلامتى و دورى از آفات دینى و دنیایى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نیکیها دارد.

9- بهتر است که در شب اول ، بعضى از نمازهایى را که در این شب وارد شده به مقدار حال و توانایى خود بخواند؛ حداقل دو رکعت نمازى را که شامل حمد و یازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعایى را که پیامبر صل الله علیه و آله بعد از این نماز خوانده است و در کتاب اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد. در روایت آمده است کسى که چنین عملى را انجام بدهد مانند کسى است که به مدت یک سال کارهاى خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.

10- مستحب است که روز سوم را روزه بگیرد. در روایت آمده است : حضرت یوسف علیه السلام در این روز از چاه خارج شد. و اگر کسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشکل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید.

11- روایت شده است : مستحب است که انسان تمام ماه را روزه بگیرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روایت مخصوص داریم ، اما احتیاط این است که روز عاشورا را روزه نگیرد ولى از خوردن و آشامیدن تا عصر خوددارى نماید و آنگاه چیزى بخورد یا بیاشامد؛ به جهت این که امام حسین علیه السلام و یاران حضرت در عصر از غصه هاى این دنیاى پست رهایى یافتند.

12- از کارهایى مثل سرمه کشیدن و غیر آن ، بهتر است پرهیز شود.

13- مستحب است که شب عاشورا تا صبح پیش قبر امام حسین علیه السلام بماند.

14- از شیخ مفید رحمة اللّه روایت شده است که شب بیست و یکم محرم ، شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه علیه السلام است و به همین جهت روزه آن روز مستحب مى باشد.

15- مستحب است که در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذیرد.(3)

3- - ترجمه المراقبات .






بسم الله الرحمن الرحیم

سیماى حضرت سید الشهداء حسین بن على علیه السلام 

 

((آدرس مطلب :   فضائل و سیره چهارده معصوم (علیهم السلام) در آثار استاد علامه حسن زاده آملی))

 

دعا، قرآن و عبادت حضرت سید الشهداء علیه السلام

ماذا وجد من فقدک ؟
گویم : آن که خدا دارد چرا بى نور است ؟ تعبیر امام سید الشهداء حسین بن امام على علیه السلام در دعاى عرفه چه قدر شیرین و دلنشین و شیوا است که : ماذا وجد من فقدک و ماالذى فقد من وجدک ؟

آن کس که تو را دارد جانا ز چه محروم است ؟

من که نشدم محروم تا با تو بپیوستم

 

کى رفته اى ز دل که تمنا کنم تو را؟!
به کلام کامل عرشى حضرت سید الشهداء امام ابو عبدالله در دعاى شریف عرفه در بیان توحید صمدى توجه بفرمایید که کل الصید فى جوف الفرا:
کیف یستدل علیک بما هو فى وجوده مفتقر الیک ؟ ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتى یکون هو المظهر نک ؟ متى غبت حتى تحتاج الى دلیل یدل علیک ، و متى بعدت حتى تکون الاثار هى التى توصل الیک ؟ عمیت عین لا تراک علیها رقیبا، و خسرت صفقه عبدلک تجعل له من حبک نصیبا... ؛
آیا غیر تو را نصیبى از ظهور است که تو از آن بى بهره باشى و آنگاه او تو را ظاهر سازد؟ کى غایب بوده اى که محتاج به دلیلى باشى تا بر تو دلالت کند، کى دور بوده اى که آثار، ما را به وصلت برساند؟ کور است چشمى که تو را مراقب خویش نبیند. زیانکار است بنده اى که از عشقت بهره اى ندارد.

 

دعاى امام حسین (علیه السلام)
در آخر دعایى از امام حسین علیه السلام ، این گونه آمده است : اساءلک بکل اسم سمین به نفسک ، او انزلته فى شى ء من کتبک ، او استاءثرت به فى علم الغیت عندک ؛ تو را با هر اسمى که خود را به آن نامیده اى ، یا در یکى از کتابهایت آورده اى و یا در علم غیبت نگهداشته اى ، مى خوانیم .


عظمت خداى تعالى
کلام مبارک مولایمان ، سیدالشهداء، ابو عبدالله ، حسین بن على علیه السلام است که در دعاى عرفه فرمود: چگونه با آنچه که در وجودش محتاج توست ، بر (وجود) تو استدلال آوریم ؟! آیا جز تو را ظهورى است که تو را نیست ، تا آن ، مظهر تو باشد؟!.
پس ، خداى تعالى بالاتر و والاتر از آن است که ذاتش به واسطه خلقش ‍ شناخته شود، بلکه باید گفت که حقیقت غیر او شناخته نشود جز به او.


 تفسیر توحید






 28رجب - حرکت امام حسین(علیه السلام) از مدینه به سوی مکه معظمه


پس از آن که معاویه بن ابی سفیان (نخستین خلیفه اموی) در نیمه رجب سال 60 قمری به هلاکت رسید و فرزندش یزید، به خلافت مسلمانان دست یافت، وی و درباریان اموی تلاش زیادی به عمل آورده تا از همه مردم بیعت گیرند.

آنان، مشکل خاصی در گرفتن بیعت از اهالی شام، مصر، عراق و یمن نداشته و تنها دغدغه خاطرشان از حجاز، به ویژه از شهر مقدس مدینه بود. زیرا در این شهر بزرگانی چون عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر، محمد بن حنیفه، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر زندگی می کردند، که از جهات گوناگون بر یزید برتری و در رسیدن به مقام حکومت، بر او ترجیح داشتند.

اما در میان مخالفان یزید در مدینه، وجود شخصیت ممتازی چون امام حسین(علیه السلام)، همانند خورشید تابان، تمام ستارگان و سیارگان را بی فروغ می نمود و به عنوان تنها یادگار جدش حضرت محمد(صل الله علیه و آله ) و جانشین پدر و برادر مظلومش حسن بن مجتبی(ع)، در رسیدن به مقام خلافت و رهبری مسلمانان، شایسته تر از همه بود و نگاه همگان به سوی او معطوف بود. بدین لحاظ، یزید بیش از همه، از وی واهمه داشت و در صدد تسلیم کردنش برآمد.

یزید در نخستین اقدام خود، نامه ای به ولید بن عتبه، عامل خود در مدینه نوشت و ضمن یادآوری مرگ معاویه، به وی دستور داد از مخالفان سرشناس مدینه برای وی بیعت بگیرد. نامه وی به این مضمون بود: اما بعد، بدون هیچ گونه نرمش و گذشت، از حسین بن علی(علیه السلام)، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر بیعت بگیر و تابیعت نکردند، دست از آنان برمدار.(1)

به روایتی وی در این نامه متذکر شد: